در کشتی زندگی خرابیم,خراب/گاهی به درون ساحل و گاه در آب
حس میکنم تو را .... از پشت پرچین های این خانه.... با تمام وجود تو را در آغوش می گیرم.... سر بر شانه ی مهربانت می گذارم....و بی وقفه گریه خواهم کرد.... با دست نوازشگرت زیر چانه ام را می گیری،سرم را که از شرم پائین انداخته ام بالا می آوری،در قاب باران خورده چشمانم خیره می شوی و با صدایی آرام طوری که فقط من و تو می شنویم در گوشم زمزمه می کنی : دوستت دارم.و همیشه با تو خواهم بود....همیشه یاریت خواهم کرد....تنها دستانت را به من بسپار... با نفس های گرمت شعله ای در قلبم زبانه می کشد که تمام وجودم را در بر می گیرد..... اما آرام می شوم.آرام تر از همیشه....و این قصه باز تکرار می شود اما به شیرینی همین دفعه.... و من فریاد خواهم زد که خدایا : دوستت دارم .... نفسهای گرمت را که در گوشم هو هو میکند دوست دارم .... صدایت که مرا می خواند دوست دارم .... از پشت این پرچین صدایم را می شنوی؟؟؟؟ دوستت دارم خدا..... خجسته باد نوروزتان..... روزگارتان سر شار از شادکامی ها.... برایتان از خداوند متعال سالی سر شار از سلامت ، سعادت و برکت خواستارم....




| Design By : Pichak |
