به سوی ساحلی دیگر

در کشتی زندگی خرابیم,خراب/گاهی به درون ساحل و گاه در آب

«از انسانها غمی به دل نگیر،زیرا خود نیز غمگین اند،با آنکه تنهایند ولی از خود می گریزند.زیرا به خود و عشق خود و به حقیقت خود شک دارند.پس دوستشان بدار.اگرچه دوستت نداشته باشند....»

«دکتر علی شریعتی»

ما همه بخشیده ایم.تکه ای از قلبمان را،ذره ای از وجودمان را،کسی را که شاید و البته حتما تمامی هستی مان بود.کسی که برایش و به یادش زندگی کرده ایم.تنها و تنها به یک دلیل که دوستش داشته ایم.خواستیم با گذشت و پا گذاشتن بر قلب و احساسمان ثابت کنیم که عاشقیم.اما افسوس...

افسوس که این گذشت هرگز به چشم نخواهد آمد.هرگز...

امروز تنها به این امید داریم که تکه وجودمان و زیباترین نقش زندگیمان شاد باشد.حتی اکنون که ما در کنار آنها نیستیم.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٩ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ توسط مهسا نظرات ()


Design By : Pichak