به سوی ساحلی دیگر

در کشتی زندگی خرابیم,خراب/گاهی به درون ساحل و گاه در آب

من نه از نسل پنجره های بسته ام...!!!

و نه از نسل جاده های دور...!!!

من تنها شاخه گل گلدانی هستم که گوشه همان پنجره روبه سمت همان جاده های دور جا گذاشته شده ام....!!!

تنها و تنها تر از همیشه.......

تشنگی گناه من نیست....این شیشه ها هستند که حسرت لطافت باران را بر دلم گذاشته اند و ریشه ام را خشکانده اند....

کاش این پنجره باز شود....شکستن شیشه ها آرزوی من نیست....!!!! 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٦ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ توسط مهسا نظرات ()


Design By : Pichak