در کشتی زندگی خرابیم,خراب/گاهی به درون ساحل و گاه در آب
سلام دوستان عزیزم. قبل از هر چیز می خواهم به خاطر حضورتون و اینکه منو قابل می دونید و به وبلاگم سر میزنید تشکر کنم. شعر زیر از خودمه بببخشید اگه به نظرتون زیاد جالب نیست.ولی برای خودم خیلی عزیز.چون واقعا درون منو در یک برهه زمانی نشون میده.شاید خیلی از شما دوستان عزیز قبلا این شعرمو در چند وبلاگ دیگر هم خونده باشید _در وبلاگ دوستان عزیزی که به من لطف داشته اند_با این حال من دوباره این شعر و توی وبلاگ خودم آوردم.شاید به این خاطر که دوباره همون حس و حال به زندگیم برگشته. خاطره من از وصال ثانیه های رفته بر بادم غمم،غمی نهفته در فریاد کجای خاطره های تلخ باید گفت؟ فضای خاطره های من پر است از آه هزار فاصله،هزار اندوهم هزار خاطره،هزار بار تکرار شکسته است زمانه دو بالم را نشانده است مرا میان هزارها خار ورای لحظه های ناب زندگیم نشسته بوف کور سالخورده نزول میکند روزی نشانه ای ز شادکامی نشست میکند دوباره این غم ها درون خانه فراموشی
اون روز کی میرسه؟؟؟؟؟
دوست شما مهسا
خیلی ممنونم.

.jpg)
| Design By : Pichak |
