به سوی ساحلی دیگر

در کشتی زندگی خرابیم,خراب/گاهی به درون ساحل و گاه در آب

سلام.

این چند روز خیلی چیز ها به من ثابت شد.خیلی چیزها....!!!!

مثل اینکه چه دوست های خوبی دارم.دوست هایی که توی مهم ترین روز زندگیم به یادم بودند و با تبریکاتشون و هدیه های قشنگشون دلمو شاد کردند.

اینکه هنوز هم در خاطر یکسری از آدم های اطرافم زنده ام.آدم هایی که فکر می کرده ام از یادشون رفته ام.

اینکه من مدیون خانواده ام هستم.خانواده ای که با تمام وجود دوستشان دارم.می دانم...آنها هم دوستم دارند.چراکه بارها و بارها ثابت کرده اند.

اینجا،توی همین ساحل حقیرم از همه شما دوستان و خانواده ی عزیزم تشکر می کنم.

به خاطر تمام مهربانی ها و محبت هایتان.

روزگارتان شاد باد...

در سال گذشته ی زندگیم فهمیدم که چقدر دنیای کوچکی دارم.و...:

من به سیبی خشنودم

و به بوییدن یک بابونه

من به یک آئینه،یک بستگی پاک

قناعت دارم...

«سهراب سپهری»

من واقعا با خیلی چیزهای کوچک خوشحال میشم و به خیلی از چیز های کوچک اما در قلب و ذهنم بزرگ دل شادم...!!!!

دوست شما مهسا

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/۱٦ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ توسط مهسا نظرات ()


Design By : Pichak