به سوی ساحلی دیگر

در کشتی زندگی خرابیم,خراب/گاهی به درون ساحل و گاه در آب

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

     هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

                        صحنه پیوسته به جاست

                              خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد...

کاش من آن نغمه خرم باشم.....!!!!

روزهای عمر من هم مثل همه ی آدم های دیگر می گذرد.

ثانیه ای به روی ثانیه ای دیگر

دقیقه ای بر دقیقه ای دیگر

ساعتی بر ساعتی دیگر

روزی بر روزی دیگر

ماهی بر ماهی دیگر

و سالی بر سالی دیگر افزوده می شود.و این انسان بی تفاوت با نگاهی گذرا بر روزگارش عمر خود را سپری می کند.بی آنکه بداند چه کرده است و چه باید می کرده!!!!

خودم را می گویم...

سالی به سالی دیگر افزوده خواهد شد و من در 12 مهر سال 1389 وارد 22 سالگی خواهم شد.

چه زود گذشت....!!! انگار همین دیروز بود که کودکم می خواندند!!!خیال باطل

در این جشن کوچک همراهم باشید.بغلهورا

 

این هم کیک تولد منچشمک:

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٩ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ توسط مهسا نظرات ()


Design By : Pichak