باران...

وقتی باران می بارد فضای روزگارم بوی دیوارهای کاه گلی خیس از باران خاطراتم را می گیرد.

دیوارهایی که آنقدر شسته شده اند که رفته رفته کوتاه تر شده اند و از بین رفته اند.

یادش بخیر....

دیوار کاه گلی رو به باغ را می گویم. باغ درخت سیب...باغ انار...

خشک شدند و از بین رفتند...

دلم تنگ شده...

(زمستان91)

/ 11 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ع.ا.ق

سختی تنهایی رو وقتی فهمیدم که مترسک به کلاغ گفت: هر چقدر دوست داری نوک بزن ولی تنهام نزار...

ع.ا.ق

من مانده ام و 16 جلد لغت نامه که هیچ کدام از واژگانش مترادف دلتنگیس نمیشود!!!!!! کاش دهخدا میدانست دلتنگی درد دارد نه معنا...[گل]

چرا نمیایی؟؟؟؟

چرا نمیایی؟؟؟؟

پیمان زندگی

سلام دوست عزیز و البته قدیمی!!! مدت طولانی هست که مطلبی اپ نکردم شاید دو سال اما داشتم وب رو چک میکردم که کامنتای گرم شما رو دیدم از اینکه هنوز فعالید خوشحلم امید وارم موفق باشید

پیمان زندگی

سلام دوست عزیز و البته قدیمی!!! مدت طولانی هست که مطلبی اپ نکردم شاید دو سال اما داشتم وب رو چک میکردم که کامنتای گرم شما رو دیدم از اینکه هنوز فعالید خوشحلم امید وارم موفق باشید